صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 23
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
مىافكند . گروهى از مشايخ فقها ، فقرا و بزرگان دولت در مجلسش حاضر مىشدند ، درحالىكه در نهايت ادب و فروتنى بودند و هنگامى كه او را مخاطب قرار مىدادند ، گويى با پادشاهى بزرگ سخن مىگفتند . براى كسانى كه به ديدارش مىآمدند ، با گشادهدستى خرج مىكرد و به دست خويش فراوان مىبخشيد ؛ در حالى كه در به دست آوردن مال ، چيزى از اسباب دنيوى جستجو نمىكرد . « 1 » 2 . عرفان او و مخالفان و مدافعان زندگى ابن فارض نشانههاى بارزى از گرايش او به عرفان و تصوف داشت كه به برخى از آنها مثل مجاهده ، تزكيه نفس و دورى از اهل دنيا اشارت رفت . از ديگر مظاهر صوفيانهء زندگى ابن فارض ، توجه خاص او به « سماع » است ، سماع او را بهانهاى بس بود تا به وجد آيد و سر از پاى نشناسد . اين بهانه ، گاهى شعرخوانى رختشويان ساحل نيل به هنگام رختشويى بود ، « 2 » گاهى نوحهسرايى نوحهگران در تشييع جنازهء مردگان ، « 3 » و گاهى نوازندگى كنيزان نوازنده . « 4 » حتى گاهى در كوى و برزن ، صداى ناقوس نگهبانان دربار و شعرى كه مىخواندند ، احوال او را چنان دگرگون مىكرد و به وجدش مىآورد كه رهگذران نيز به وجد مىآمدند و سماعى پرشور در مىگرفت و گروهى در آن ميان بىهوش مىافتادند . « 5 » لطافت روح ابن فارض به حدّى بود كه از مشاهدهء اشياى پيرامونش به شدت متأثر مىشد ؛ چنان كه از ديدن كوزهاى زيبا در دكان عطارى ، به ياد جمال مطلق الهى مىافتاد و از خود بىخود مىگشت « 6 » و شبها كه آب نيل بالا مىآمد ، تماشاى شكوه و خروش دريا او را به وجد و طرب مىآورد . « 7 » تذكرهنويسانى كه به شرح حال ابن فارض پرداختهاند ،
--> ( 1 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 4 - 5 . ( 2 ) . همان ، ص 13 - 14 . ( 3 ) . همان ، ص 11 . ( 4 ) . لسان الميزان ، ج 4 ، ص 319 ؛ شذرات الذهب ، ج 5 ، ص 152 . ( 5 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 10 . ( 6 ) . شذرات الذهب ، ج 5 ، ص 151 . ( 7 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 13 .